سيد جعفر سجادى

1059

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )

شِركَتِ وُجُوه - ( اصطلاح فقهى ) اين نوع شركت جايز نيست و آن باشد كه دو يا چند نفر در اعتباراتى كه در بازار دارند بدون آنكه مالى در بين باشد و باعتبار و اعتمادى كه مردم بدانها دارند قرار شركت بندند كه اشيائى را بخرند بطور مؤجل و بفروشند و سود آن را تقسيم نمايند البته اين قسم هم ميتواند مفاوضه باشد كه هر دو بطور مطلق بتوانند باعتبار يكديگر هر نوع معاملهء را انجام دهند و ميتواند عنان باشد كه مثلا اعتبار يك طرفى باشد و يا معاملات با اجازه يكديگر باشد ( از الفقه على . . . ج 3 ص 90 ) بنا بر اين ممكن است يك نفر كه داراى وجاهتى و اعتبارى نيست با شخص ديگر كه اعتبارى دارد شركت كند و در اين صورت مثلا سود متساوى نباشد . و بالجمله اين نوع شركت باطل است . در كليات حقوقى آمده است : شركت وجوه عبارت است از اينكه دو نفر كه داراى وجاهت و اعتبارند ولى مالى ندارند به مدت اموالى را خريدارى نموده و به فروش رسانند و پس از پرداخت مطالبات زياده را بين خود تقسيم نمايند . اين نوع از شركت نيز صحيح نيست . بلى اگر هر دو بطور اشتراك در ذمه خريدارى كنند يا يك نفر ديگري را وكيل خريد نمايند اشكالى نداشته و ربح متعلق بهر دو خواهد بود . چنان كه اگر يكى آنها نصف منافع خود را تا مدت معينى به نصف منافع ديگرى صلح كند صورت صحيحى به خود خواهد گرفت زيرا جهالت در صلح تا حدى مغتفر است ( كليات حقوقى ص 210 ) شَرَفاتُ الكُرسى - ( عرفانى ) اين اصطلاح را شيخ اشراق به كار برده است و رمزى است از عالم مجردات رجوع شود به ساحت و رجوع شود به تلويحات ص 109 شرم - ( اصطلاح عرفانى ) حصارى است و مايهء ايمان و نشان كرم است و خلق در اين مقام بر سه گروه‌اند ، غافلان و عاقلان و عارفان غافلان از خلق شرم دارند ، ايشان ظالمانند ، عاقلان از فرشته شرم دارند ، ايشان مقتصدان‌اند ، عارفان از حق شرم دارند ، ايشان سابقانند . گفته‌اند : بر هفت وجه است حياء تقصير ، حياء اجلال ، حياء جنايت ، حياء كرم ، حياء حشمت ، حياء استحقار ، حياء حق . ( عده ج 1 ص 128 ) شُرود - ( اصطلاح عرفانى ) شرود عبادت از طلب حق است بخلاص از آفات و حجب و بيقرارى اندر آن كه همه بلاهاى طالب از حجاب افتد پس حيل طلاب را اندر كشف حجاب و اسفار ايشان و تعلق ايشان بهر چيزى « شرود » خوانند و هر كه اندر ابتداى طلب بيقرارتر بود اندر انتها و اصل‌تر و ممكن‌تر شود ( كشف المحجوب 507 ) . صاحب لمع گويد : شرود ، تفرد صفات است از منازلات حقايق و ملازمهء حقوق ، در شرح شطحيات است : شرود نفى صفات است از منازلات حقايق و آن حقايق حجابست عزيزتران را .